لغت نامه دهخدا
ام دم. [ اُم ْ م ِ دَ ] ( ع اِ مرکب ) تفرق. الاتصال یا شقی که اندر شریان افتد و خون که اندر فضا که حوالی او باشد گرد آید و هرگاه که دست بر وی نهند بجای باز شود و نیز انفجاری که از شریان باشد. ( از ذخیره خوارزمشاهی ). بیت الدم. ( ذخیره خوارزمشاهی ). در ذخیره خوارزمشاهی ام الدم با الف و لام است.