اشکناز

لغت نامه دهخدا

اشکناز. [ اَ ] ( اِخ ) شهری است در کنار شمالی بحر اسود. ( از قاموس کتاب مقدس ). و رجوع به ماده بعد شود.
اشکناز. [ اَ ] ( اِخ ) ( محکم ) او پسر جوهر و نوه یافث و جدّ ایانی بود که در اشکناز مسکن داشتند و آن شهری است که در کنار شمالی بحر اسود واقع است و مهاجرین از اینجا به اروپا رفته سبب ایجاد اسم اسکاندیناو شدند. ( قاموس کتاب مقدس ).

فرهنگ اسم ها

اسم: اشکناز (پسر) (فارسی)
معنی: مرکب از اشک و ناز، کنایه از دختر زیبا روی و لطیف
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم