اریم

لغت نامه دهخدا

( آریم ) آریم. ( اِخ ) نام قریه ای در خره خانقاه پی مازندران.
اریم. [ اَ ] ( ع اِ ) کسی. شخصی. احدی. || اثری. نشانی : ما به اریم ٌ؛ نیست در آن کسی و نه نشانی و نه اثری.
اریم. [ اَ ] ( اِخ ) موضعی در خانقاه پی در سوادکوه مازندران. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 115 بخش انگلیسی ).
اریم. [ اَ ی َ ] ( اِخ ) موضعی است قرب مدینه. و ابن هَرْمَة گوید:
بادت کما باد منزل ٌ خَلَق
بین َ رُبی اَریَم فذی الحَلِفَة.( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

( آریم ) نام قریه در خره خانقاه پی مازندران
موضعی است در قرب مدینه

فرهنگ اسم ها

اسم: آریم (پسر) (ترکی) (تلفظ: arim) (فارسی: آریم) (انگلیسی: arim)
معنی: دلاور، بزرگ

دانشنامه عمومی

آریم. آریم، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان سوادکوه در استان مازندران ایران. روستای آریم بعد از روستای کنگلو قرار دارد.
این روستا در دهستان راستوپی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۱ نفر ( ۳۶خانوار ) بوده است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم