فرمند. [ ف َ م َ ] ( ص مرکب ) از: فر( = فره ) + مند که پساوند اتصاف است. این لغت مأخوذاز فرهنگ دساتیر است. ( حاشیه برهان چ معین ). در آثار قدما به تشدید ثانی به کار رفته است : به بهرام گفتند کای فرمند به شاهی تویی جان ما را پسند.فردوسی.خدیو زمانه کی فرمند گشاینده گیتی و ضحاک بند.اسدی.
فرهنگ فارسی
این لغت ماخوذ از فرهنگ دساتیر است .
فرهنگ اسم ها
اسم: فرمند (پسر) (فارسی) (تلفظ: farmand) (فارسی: فَرمند) (انگلیسی: farmand) معنی: دارای شکوه و وقار، ( = فرهمند )، فرهمند، فر + مند دارای شکوه و وقار