لغت نامه دهخدا
هلموت. [ هََ ل َ ] ( اِ ) سلق جبلی. ( از مخزن الادویه ) ( حکیم مؤمن ). نوعی از چغندر صحرائی است ، و آن را حلیم میگویند به فتح حای بی نقطه. ( برهان ).
هلموت. [ هََ ل َ ] ( اِ ) سلق جبلی. ( از مخزن الادویه ) ( حکیم مؤمن ). نوعی از چغندر صحرائی است ، و آن را حلیم میگویند به فتح حای بی نقطه. ( برهان ).
اسم: هلموت (پسر) (کردی)
معنی: کنایه از کوهی که صعود به آن دشوار است ( نگارش کردی