فرهنگ معین
(مُ وِ جَ ) [ ع . مزاوجة ] (مص م . ) زناشویی کردن .
(مُ وِ جَ ) [ ع . مزاوجة ] (مص م . ) زناشویی کردن .
۱. با هم جفت و قرین شدن.
۲. زناشویی کردن.
باهم جفت وقرین شدن، زناشویی کردن
( مصدر ) جفت و قرینشدن زناشویی کردن جمع : مزاوجات .
مزاوجة
زناشویی کردن.