لغت نامه دهخدا
فلم. [ ف َ ل ِ م َ ] ( ع حرف ربط مرکب )پس چرا. ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ).
فلم. [ ف َ ل ِ م َ ] ( ع حرف ربط مرکب )پس چرا. ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ).
پس چرا
فلم ( به آلمانی: Felm ) یک شهر در آلمان است که در رندسبورگ - اکرنفورده واقع شده است. فلم ۱٬۱۰۳ نفر جمعیت دارد.
[ویکی الکتاب] معنی دَعَوْهُمْ: آنان را خواندند - از آنان طلب کردند(در جمله "فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ یَسْتَجِیبُواْ لَهُمْ "معنی مضارع می دهد چون به یک امر حتمی اشاره می کند)
معنی یَکُ یَنفَعُهُمْ: سود می دهد - نفع دارد ("فَلَمْ یَکُ یَنفَعُهُمْ إِیمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْاْ بَأْسَنَا " یعنی: ولی زمانی که عذاب سخت ما را دیدند، ایمانشان سودی به آنان نداد)
ریشه کلمه:
ف (۲۹۹۹ بار)ل (۳۸۴۲ بار)ما (۲۶۲۲ بار)