مه رخ. [ م َه ْ رُ ] ( ص مرکب ) ماه رخ. که دارای رخساری چون ماه است. || مجازاً، زیبا. خوب روی : از مه رخ من شدی خبرپرس ها مه رخ مهربانم این است.نظامی.ساقی چو یار مه رخ واز اهل راز بود حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم.حافظ.
فرهنگ فارسی
ماه چهر. یا شکار ماهرخ . عده ای آهسته و مخفیانه خود را بشکار- که در حال خفتن است - میرسانند و آنرا صید میکنند . این نوع شکار را دزد کشی هم مینامند .
فرهنگ اسم ها
اسم: مه رخ (دختر) (فارسی) (کهکشانی) (تلفظ: mah rokh) (فارسی: مَهرخ) (انگلیسی: mah rokh) معنی: ماهرو، زیبارو، ماهرخ، آن که دارای رخساری چون ماه است، ( به مجاز ) زیبا، خوبرو