لغت نامه دهخدا
ملویل. [ م ِل ْ ] ( اِخ ) هرمن. نویسنده آمریکایی که در سال 1819 م. در نیویورک متولد شد و در سال 1891 م. درگذشت. او دریانورد بود و سپس به نویسندگی پرداخت. از آثار او «بیلی باد» و دیگری داستان سمبلیک نهنگ سفید یا «موبی دیک » است که آن را در سال 1851 م. تصنیف کرد. ( از لاروس ).
ملویل. [ م ِل ْ ] ( اِخ ) خلیج کوچکی بر دریای «بافن » بر کنار گروئنلند. ( از لاروس ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
ملویل. [ م ِل ْ ] ( اِخ ) شبه جزیره ای است در قسمت شمالی کانادا. ( از لاروس ). رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
ملویل. [ م ِل ْ ] ( اِخ ) جزیره ای است از مجمعالجزایر «آرکتیک » ( شمالی ) از کشور کانادا که بر کنار تنگه ملویل واقع است و گاز طبیعی دارد. ( از لاروس ).
ملویل. [م ِل ْ ] ( اِخ ) جزیره ای است از کشور استرالیا که بر ساحل شمالی استرالیا قرار دارد. ( از لاروس ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.