لغت نامه دهخدا
گریک. [ گ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حرجندبخش مرکزی شهرستان کرمان، واقع در 92000گزی شمال کرمان و 4000گزی راه مالرو شاهزاده محمد به کرمان و دارای 40 تن سکنه است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
گریک. [ گ َ ی ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بویراحمدی سرحدی بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان، واقع در 7هزارگزی باختر سی سخت و هفت هزارگزی باختر راه اتومبیل رو سی سخت به شیراز هوای آن سرد و دارای 600 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه پل کلو تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات و برنج، پشم، لبنیات و شغل اهالی زراعت و حشم داری است. صنایع دستی آنان قالی، جوال و جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ساکنان از طایفه بویراحمد هستند. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).