پنیر نخل. [ پ َ رِ ن َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) چیزی است شیرین سپیدرنگ قریب به طعم شیر که در درون گلوگاه و سر نخل جای دارد و چون آن را ببرند یا زخمی برآن کنند نخل از ثمر بازماند. جمار. شحم النخل. لب النخل. قلب النخل. پنیر خرما. رجوع به پنیر خرما شود.
چیزی است شیرین و سپید رنگ قریب بطعم شیر که در درون گلوگاه و سرنخل جای دارد
پنیر نخل یا خَپ یا پیزْگ به مادهٔ ترد، سفیدرنگ، خوردنی و شیرین بخش میانی سر یا تاج درخت خرما گفته می شود. پنیر نخل در جهرم «کچ»، در قیر و کارزین «بوکوم»، در بلوچستان «کوش» یا «کیش»، در هرمزگان «کور»، در بوشهر «غاپ»، در لارستان «خَپ»، در لامرد «خاف»، در گراش «پیزگ»، در زرین دشت «پیل»، و در خوزستان «یمر»، «یمار» یا «جمار» نامیده می شود. برای دستیابی به آن معمولاً سر درخت را می اندازند و برگ ها و لیف های دور برگ ها را تا رسیدن به میانه و پنیر نخل، جدا می کنند. پنیر نخل در واقع مادهٔ اولیه تشکیل تنه و برگ های نخل پیش از مرحلهٔ چوبی شدن است.