لغت نامه دهخدا
پس پای. [ پ َ س ِ ] ( اِ مرکب ) پشت ِ پای یا شاید بمعنی تیپا و اردنگ: در جمله نزدیک آمد که این هراس فکرت و ضجرت بر من مستولی گرداند وبه یک پس پای در موج ضلالت افکند. ( کلیله و دمنه ).
پس پای. [ پ َ س ِ ] ( اِ مرکب ) پشت ِ پای یا شاید بمعنی تیپا و اردنگ: در جمله نزدیک آمد که این هراس فکرت و ضجرت بر من مستولی گرداند وبه یک پس پای در موج ضلالت افکند. ( کلیله و دمنه ).
شاید بمعنی تیپا و اردنگ
پس پای یا مو دوپیکر یک ستاره است که در صورت فلکی دوپیکر قرار دارد.
نام پس پای از زبان پارسی میانه گرفته شده است.