لغت نامه دهخدا
لؤمان. [ ل ُ ءَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ لئیم. ( منتهی الارب ).
لومان. ( اِخ ) دهی جزء دهستان جمعآبرود بخش حومه شهرستان دماوندواقع در هزارگزی جنوب خاوری دماوند و ده هزارگزی جنوب راه شوسه طهران به مازندران. کوهستانی و سردسیر. دارای 500 تن سکنه. آب آن از قنات و چشمه سار. محصول آنجا غلات و قیسی. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است و معدن گچ دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).