پرکام

لغت نامه دهخدا

پرکام. [ پ ُ ] ( اِ ) زهدان. بچه دان. ( برهان ). بوکان. ( جهانگیری ). بوکام. ( رشیدی ). و صاحب فرهنگ رشیدی گوید: بخاطر میرسد که این لفظ بوکام به بای موحده و واو باشد. - انتهی. لیکن صحیح بوکان است.

فرهنگ عمید

= رَحِم

فرهنگ فارسی

زهدان بچه دان
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم