ماها

لغت نامه دهخدا

ماها. ( ضمیر ) جمع ما. ( ناظم الاطباء ). مایان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) :
سالها وضع بلاها کرده ایم
وهم حیران زانچه ماها کرده ایم.مولوی.و رجوع به ما و مایان شود.

فرهنگ فارسی

( فعل ) دوم شخص مفرد از آمدن میا .
جمع ما

فرهنگ اسم ها

اسم: ماها (دختر) (فارسی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: māhā) (فارسی: ماها) (انگلیسی: maha)
معنی: منسوب به ماه، ( به مجاز ) زیبا و دوست داشتنی، ( ماه، ا ( پسوند نسبت ) )، م ماه
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم