ماها. ( ضمیر ) جمع ما. ( ناظم الاطباء ). مایان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : سالها وضع بلاها کرده ایم وهم حیران زانچه ماها کرده ایم.مولوی.و رجوع به ما و مایان شود.
فرهنگ فارسی
( فعل ) دوم شخص مفرد از آمدن میا . جمع ما
فرهنگ اسم ها
اسم: ماها (دختر) (فارسی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: māhā) (فارسی: ماها) (انگلیسی: maha) معنی: منسوب به ماه، ( به مجاز ) زیبا و دوست داشتنی، ( ماه، ا ( پسوند نسبت ) )، م ماه