لغت نامه دهخدا
نارک. [ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان زیرکوه باشت و بابوئی بخش گچساران شهرستان بهبهان. در 34هزارگزی شمال شرقی گچساران و 12هزارگزی شمال جاده شوسه باشت به بهبهان، در ناحیه کوهستانی معتدل با هوای مالاریاخیزی واقع است و 300 تن سکنه دارد که از ایل بابوئی هستند. آبش از چشمه و محصولش غلات و لبنیات و شغل مردمش زراعت و حشم داری و صنایع دستی آنجا گلیم بافی و عبابافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ص 352 ).
نارک. [ رِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جاوید بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون. در 18هزارگزی مشرق فهلیان، در تنگ اﷲ واقع است. ناحیه ای کوهستانی و گرمسیر و مالاریائی است و 119 تن سکنه دارد. آبش از چشمه و محصولش غلات و شغل مردمش زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ص 232 ).
نارک. [ رِ ] ( اِخ )دهی است از دهستان توابع ارسنجان بخش زرقان شهرستان شیراز، در 76هزارگزی مشرق زرقان و یک هزارگزی راه فرعی خفرک به توابع ارسنجان، در جلگه ای واقع است. هوایش معتدل و مالاریائی است و 70 تن سکنه دارد،آبش از قنات و محصولش غلات و چغندر و شغل مردمش زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ص 232 ).
نارک. [ رَ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان فراشبند بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد. این ده 29 نفر سکنه دارد و در 33هزارگزی مغرب فیروزآباد و پنج هزارگزی راه مالرو عمومی واقع است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ص 232 ).