پائیزه

لغت نامه دهخدا

پائیزه. [ زَ/ زِ ] ( ص نسبی ) پائیزی. مقابل بهاره : کشت پائیز.
پائیزه. [ زَ / زِ ] ( مغولی ، اِ ) پایزه. فرمانی بود که پادشاهان به کسی میدادند تا به هر جای که رود همه فرمانبردار وی باشند. برای شواهد رجوع به کلمه پایزه شود. و در کتب ، پائیزه به این معنی دیده نشد و بمتابعت فرهنگ نویسان ضبط کردیم.

فرهنگ فارسی

پایزه
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال اوراکل فال اوراکل فال تک نیت فال تک نیت فال تاروت فال تاروت فال تک نیت فال تک نیت