کارزان

لغت نامه دهخدا

کارزان. ( اِخ ) دهی از دهستان خزل بخش شیروان چرداول شهرستان ایلام. 16هزارگزی جنوب باختر چرداول ، 5هزارگزی باختر راه اتومبیل رو روزنگوان. کوهستانی و سردسیر و سکنه آن 180 تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و تریاک و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری میباشد در دو محل بفاصله یک هزار گز وبدو نام علیا و سفلی شهرت دارد و سکنه قسمت علیا 180 نفر است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران جلد پنجم ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان خزل شهرستان ایلام

فرهنگ اسم ها

اسم: کارزان (پسر) (کردی) (تلفظ: karzan) (فارسی: کارزان) (انگلیسی: karzan)
معنی: کاردان و دانا
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم