لغت نامه دهخدا
وجن. [ وَ ] ( ع مص )دور انداختن. || بر زمین کوفتن. || کوفتن گازر جامه را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). کوفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || ( اِ ) وَجَن. واجن. زمین سخت دارای سنگ ریزه و قیل العارض من الارض. ( اقرب الموارد ).
وجن. [ وَ ج َ ] ( ع اِ ) زمین سخت سنگریزه دار. ( از اقرب الموارد ). رجوع به مدخل قبل شود.