سداسی

لغت نامه دهخدا

سداسی. [ س ُ سی ی ] ( ع ص نسبی ، اِ ) ازار شش ذرعی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ازاری که درازی آن شش ذرع بود. ( اقرب الموارد ). || شش حرفی. ( ناظم الاطباء ). که حروف اصلی ماضی آن شش حرف بود. ( تعریفات ). کلمه مرکب از شش حرف ، چون استغفر و زنجبیل. || گوسپند پیر شش ساله. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. شش تایی، آنچه از شش جزء ترکیب شود.
۲. کلمۀ شش حرفی.

فرهنگ فارسی

شش تایی، آنچه که ازشش جزئ ترکیب شود، کلمه شش حرفی
از ارشش ذرعی یا شش حرفی یا گوسپند پیر شش ساله .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم