ماجده

لغت نامه دهخدا

( ماجدة ) ماجدة. [ ج ِ دَ ] ( ع ص ) زن بزرگوار. ( غیاث ) ( آنندراج ). مؤنث ماجد. ( از اقرب الموارد ). رجوع به ماجد شود.

فرهنگ عمید

ماجد (زن ).

فرهنگ فارسی

مونث ماجد، زن بزرگوار، مواجد جمع
( صفت ) مونث ماجد جمع : مواجد .

فرهنگ اسم ها

اسم: ماجده (دختر) (عربی) (تلفظ: mājede) (فارسی: ماجده) (انگلیسی: majede)
معنی: مؤنث ماجد، دارای مجد و بزرگی، بزرگوار، ( مؤنث ماجد )، زنِ بزرگوار
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم