شطحیات
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. کلماتی که ظاهر آن ها خلاف شرع باشد، مانند اناالحق گفتن حسین بن منصور حلاج.
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
نخستین نمونه های شطح را در سخنان صوفیان سده ی دوم هجری چون ابراهیم ادهم و رابعه ی بصری می توان یافت. ولی در کلام بایزید بسطامی، شطحیات صوفیانه رنگ بسیار تند یافت؛ چنان که حتی شبلی و حلاّج هم سخنانشان، تندتر و بی پرواتر از بایزید نبود؛ هر چند حلاّج جانش را بر سر همین شطحیات خویش نهاد؛ اما به هرحال شطحیات صوفیه با نام بایزید پیوند و ارتباطی خاص یافت. علاوه بر بایزید و حلاّج صوفیان دیگری هستند که در شطحیّات معروف اند. از این قبیل هستند کسانی چون: ابونصر سراج طوسی، احمد غزالی، سهل تستری ، الواسطی، ابوبکر شبلی، ابوالحسن خرقانی، ابوسعید ابی الخیر، ابوحامد غزالی، ابن عربی، بوعلی حریری، ابن سبعین، عفیف تلمسانی و از سویی شاعرانی چون سنایی، عطار، مولوی، عراقی، حافظ، نعمت الله ولی و جامی نیز در شعرهای خود سخنان شطح آمیز می گنجاندند. مثلا این ابیات از نعمت الله ولی: گر کسی در هوای جنت هست ••• جنت و حور در هوای من است وصل و هجران که عاشقان گویند ••• از فنای من و بقای من است
دیدگاه های مشایخ صوفیه
مشایخ صوفیه در مورد شطح دو نظر دارند:
← گروه نخست
...