سرافشان. [ س َ اَ ] ( اِ مرکب ) تیغ و مانند آن که چیزی را ببرد. ( آنندراج ) : که هرکه ز رای و ز فرمان من بپیچد ببیند سرافشان من.فردوسی.سپیده دمان هست مهمان من به نخجیر بیندسرافشان من.فردوسی.|| ( نف مرکب ) جنباننده سر از ناز و کرشمه و یا از کبر و غرور. ( ناظم الاطباء ). || مست. ( آنندراج ).
( صفت ) ۱ - آنکه سر کسان بیفشاند . ۲ - سر جنباننده از غرور و مستی و شور و حال .
فرهنگ اسم ها
اسم: سرافشان (دختر) (فارسی) (تلفظ: sarafšān) (فارسی: سرافشان) (انگلیسی: sarafshan) معنی: ویژگی کسی که سر می دهد و فداکاری می کند، ( در قدیم ) جنباننده ی سر از ناز و کرشمه و یا از کبر و غرور