لغت نامه دهخدا
راز و نیاز.[ زُ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) مرکب از راز بمعنی گفتگوی پنهانی و نیاز بمعنی خواهش و تمنا :
زاهد چو از نماز تو کاری نمیرود
هم مستی شبانه و راز و نیاز من.حافظ.و رجوع به راز و نیاز کردن شود.
|| ( اِ مرکب ) یکی از گوشه های دستگاه همایون. ( سرگذشت موسیقی ایران ص 497 ).