لغت نامه دهخدا
قالت من نیمروزحالت من نیمشب
تیغ کشد هندوئی تیر زند ناوکی.خاقانی.
قالة. [ ل َ ] ( ع اِ ) گفتار. سخن. گفتگو. || گفتگوی در شر. || زبان آوری در گفتار. ( ناظم الاطباء ).
قالة. [ ل َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ قائل. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). رجوع به قائل شود.