تیما
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دشت و بیابان را گویند
فرهنگ اسم ها
معنی: دشت، بیابان، دشت و بیابان
دانشنامه عمومی
جمعیت این شهر در حدود ۲۵۰۰۰ هزار نفر هستند که از اهل سنت و از شاخه مالکی هستند.
تَیماء واحهٔ بزرگی است با پیشینهٔ سکونت دیرپای انسان در شمال خاوری عربستان سعودی کنونی، در مسیر مدینه و دمه و در آغاز صحرای نفود.
در نوشته های کهن تیما را سرزمینی یهودی نشین با چاه های پرآب و ساختمان های زیبا یادکرده اند. تیگلت پیلسر سوم از تیماییان خراج دریافت می داشته است و سناخریب هنگامی که از دروازه های نینوا نام می برد از دروازهٔ صحرا یاد می کند که تیماییان از این دروازه پیشکش های خود را به نینوا می اورده اند. یرمیا هم در پیشگویی خود از تیما و سرنوشتش نام می برد. در منابع آشوری از تیما نام می برد. در آینده دودمانی عرب بر تیما فرمان می رانند. در سدهٔ هشتم پیش از میلاد از دو شهبانوی عرب آن سامان - شمسی و زبیبی - یاد می شود.
در ۵۳۹ ( پیش از میلاد ) نبونید از پادشاهی کناره می گیرد، فرمانروایی بابل را به پسرش می سپارد و خود برای نیایش به تیما می رود. از این می توان برداشت کرد که این شهر در آن روزگار شهر مهمی بوده است. سنگنبشته ای به خط میخی از سدهٔ ششم پیش از میلاد در تیما به دست آمده است. در تورات بارها از تیما یادشده و وجه تسمیهٔ آن را از نام تیما یکی از پسران اسماعیل دانسته است.
در تیما ستونی به دست چارلز هوبرت در ۱۸۸۳ یافت شده است که اکنون در موزه لوور نگهداری می شود. بر روی این ستون فهرستی از نام های خدایان آورده شده است.
«تیماء» از شهرهای قدیمی شبه جزیره عربستان است، و تیماء بمعنای یعنی ( زمین گسترده ) است که دارای درختان تنومند سایه دار است، ویکی از واحه های مشهور حرهٔ حجاز است. گویند قبیلهٔ ثمود و عمالیق آن را بنا نهاده أند. در زمان جاهلیت بیشتر ساکنان تیماء یهود بوده أند. آثار تیماء به دوران قبل از تاریخ بر می گردد، بارزترین آثار تیماء قصر الأبلق و قصر الحمراء و قصر الردم است. از شخصیات مشهور تیماء سموأل بن عادیا بوده که در قصر الأبلق زندگی می کرد، ایشان یکی از مشاهیر آن دوران است که به صدق وحق گویی، وأمانت داری معروف بود، وی بر دیانت یهودیت می زیست. امرؤالقیس شاعر مشهور عرب هنگامی که برای استمداد به روم نزد قیصر رفت، دروع و افزار جنگی خودرا نزد «السموأل» به امانت گذاشت؛ که داستان آن با تصرفی فراوان مشهور است.
ویکی واژه
دشت، بیابان.