لغت نامه دهخدا
- امثال :
دلگشا بی پول زندان بلاست
هر کجا پول است آنجا دلگشاست.؟ ( از امثال و حکم ).رجوع به دلگشای شود.
|| ( اصطلاح تصوف ) صفت فتاحی را گویند. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). صفت فیاضیت را گویند در مقام انس در دل سالک و صفت فتاحی را نیز گویند. ( از فرهنگ مصطلحات عرفا از کشاف اصطلاحات الفنون ج 2 ص 1557 ).
دلگشا. [ دِ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد. واقع در 12هزارگزی شمال باختری آق کند و 13هزارگزی راه شوسه میانه به زنجان. آب آن از دو رشته چشمه و محصول آن غلات و حبوب ، و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دلگشا. [ دِ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شهاباد، بخش حومه شهرستان بیرجند. واقع در 14هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
دلگشا. [ دِ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است کوچک از دهستان رودان بخش میناب شهرستان بندرعباس. واقع در 50هزارگزی شمال میناب و یک هزارگزی شمال راه فرعی کهنوج به میناب. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).