لغت نامه دهخدا تابندگی. [ ب َ دَ / دِ ] ( حامص ) شعشعه. پرتوافشانی. برّاقی.برق. تلألؤ. درخشندگی : ستاره درآمد بتابندگی برآسود خلق از شتابندگی.نظامی.
فرهنگستان زبان و ادب {radiance, steradiancy} [فیزیک- اپتیک] چگالی شار یا انرژی تابشی یک سطح تابشی در واحد سطح