لغت نامه دهخدا
- خشونت حلق ؛ خشکی گلو. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- خشونت صدر ؛ خشکی سینه. ( از یادداشت بخط مؤلف ).
- خشونت فم ؛ خشکی دهان. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- خشونت کردن ؛ درشتی کردن. تندی کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خشونة. [ خ ُ ن َ ] ( ع مص ) مصدر دیگری است برای خشانة. ( منتهی الارب ) رجوع به خشانة شود.