لغت نامه دهخدا
جرئة. [ ج َ رِ ءَ ] ( ع اِ ) خانه ای که در آن ددان را شکار کنند. ( منتهی الارب ). جَرائی. ( منتهی الارب ). در قطر المحیط جرئیة به این معنی ضبط شده و جمع آن جرائی است که در بالا ذکر شد و شاید یکی مصحف دیگری است.
[ویکی فقه] جسارت در انجام کاری که احتمال خطر دارد را جرئت می گویند و از آن به مناسبت در باب اجتهاد و تقلید و قضاء سخن گفته اند.
جرئت عبارت است از جسارت در امری و اقدام به کاری که احتمال خطر یا انحراف در آن هست.
اجتهاد و جرئت
برخی، بسیار جرئت نداشتن مجتهد در فتوا را از شرایط جواز تقلید از او برشمرده اند؛ بنابر این، تقلید از مجتهدی که در فتوا دادن نهایت جرئت را دارد جایز نیست؛ لیکن برخی گفته اند:
چنانچه زیادی جرئت ناشی از تبحّر و تتبع بسیار و تسلّط مجتهد بر ادلّه و قواعد و فروع مختلف باشد نه تنها نقص به شمار نمی رود، بلکه مزیتی است که موجب تعین تقلید از او می شود؛ مگر آنکه زیادی جرئت ناشی از کج سلیقگی مجتهد و انحراف وی از شیوه اجتهاد مقبول یا کم تقوایی او باشد.
قاضی و جرئت
برای قاضی مکروه است در دادگاه به قدری نرمی و ملاطفت از خود نشان دهد که دو طرف دعوا جرئت پیدا کنند.