تأیید کردن

لغت نامه دهخدا

تأیید کردن. [ ت َءْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تأیید. پشتیبانی کردن. نیرومند کردن. چیزی یا کسی را مؤید کردن. چیزی یا کسی را مورد تأیید قرار دادن. رجوع به تأیید شود.

فرهنگ فارسی

تایید پشتیبانی کردن نیرومند کردن چیزی یا کسی را موید کردن چیزی یا کسی را مورد تایید قرار دادن .

فرهنگستان زبان و ادب

تأیید کردن
{acknowledge} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] اعلام وصول بستۀ داده ها توسط یک رایانه در شبکه به رایانۀ فرستنده

دانشنامه آزاد فارسی

تاییدکردن (رایانه). تأییدکردن (رایانه)(ACK)
پیغامی که توسط واحد گیرنده اطلاعات به ایستگاه یا رایانه فرستنده ارسال می شود. این پیغام نشانگر این است که آن واحد آماده دریافت اطلاعات ارسالی است یا اطلاعات ارسال شده، بدون خطا دریافت گردیده است.

ویکی واژه

اعلام وصول بستۀ داده‏ها توسط یک رایانه در شبکه به رایانۀ فرستنده.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم