خوش بین. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( نف مرکب ) آنکه همیشه به همه کار با نظر خوب نگرد. مقابل بدبین . آنکه وجهه خوب امری مورد توجه اوست. آنکه نظر خوش بقضیه و واقعه دارد. ( یادداشت مؤلف ): مردی خوش بین با آدمی بدبین باده می پیمائیدند، چون شیشه به نصف رسید خوش بین بدبین را گفت نصف شیشه پر است و بدبین خوش بین را جواب داد آری نصف آن خالی است. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
( ~. )(ص فا. ) کسی که به سرنوشت و پیش آمدها بدگمان نباشد.
فرهنگ عمید
ویژگی کسی که به جنبه های مثبت امور می نگرد، امیدوار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه بنظر نیک در امور مینگرد مقابل بد بین . ۲ - آنکه جهان آفرینش را پر از لطف و صفا می بیند مقابل بد بین .