لغت نامه دهخدا
همانی. [ هََ ] ( ص نسبی ) منسوب به همان که ظاهراً قریه ای است در عراق. ( سمعانی ).
همانی. [ هََ ] ( ص نسبی ) منسوب به همان که ظاهراً قریه ای است در عراق. ( سمعانی ).
منسوب به همان که ظاهرا قریه ایست در عراق
{identity} [ریاضی] در مجموعه ای با یک عمل دوتایی، عنصری که ترکیب آن با هر عنصر مجموعه از چپ و راست برابر خود آن عنصر است متـ . عنصر همانی identity element
هَمانی (identity)
در ریاضیات، عدد یا عنصری که عناصر دیگر بر اثر ترکیب با آن تغییر نکنند. مثلاً اگر ترکیب مورد نظر جمعمعمولی باشد، عنصر همانی ۰ است، زیرا هر عددی با ۰ جمع شود، حاصلش خود آن عدد است. ۱ عنصر همانی ضرباست، زیرا حاصل ضرب هر عدد در ۱ خود آن عدد است. تابع همانیتابعی است که به هر مقدار خود آن مقدار را نسبت می دهد، یعنی اگر دامنۀ تابع مجموعۀ S باشد، به ازای هر x متعلق به S داریم: f(x)=x. ماتریس همانییا یکه عنصر همانی برای ضرب ماتریس هاست.