مشاوره

لغت نامه دهخدا

مشاوره. [ م ُ وَ / وِ رَ / رِ ] ( از ع ، اِمص ) مشاورت. مشاورة. رجوع به مدخل قبل و مشاورت شود.

فرهنگ معین

(مُ وِ رِ ) [ ع . مشاورة ] (مص ل . ) با هم مشورت کردن .

فرهنگ عمید

۱. با هم مشورت کردن، کنکاش کردن.
۲. رایزنی.

فرهنگ فارسی

باهم مشورت کردن، کنکاش کردن ، رایزنی
۱- ( مصدر ) مشورت کردن بایکدیگر رای زدن . ۲ - ( اسم ) مشورت رایزنی جمع : مشاورات .
کنکاش کردن مشورت کردن

فرهنگستان زبان و ادب

{counseling} [روان شناسی] ارائۀ کمک تخصصی به مراجعان برای توانمند کردن آنها در برخورد با مشکلات شخصی، نظیر مشکلات هیجانی، رفتاری، شغلی، تحصیلی یا زناشویی

ویکی واژه

مشاورة
با هم مشورت کردن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم