لغت نامه دهخدا
قیسی. [ ق َ ] ( ص نسبی ) منسوب به قیس که شخص یا موضعی است. ( ریحانة الادب ).
قیسی. [ ق َ ] ( اِخ ) ابراهیم بن محمدبن ابراهیم مالکی ، مکنی به ابواسحاق و ملقب به برهان الدین و موصوف به علامه. از نحویان بزرگ و از شاگردان زینب بنت الکمال و ابوحیان محمدبن یوسف بود. او راست : اعراب القرآن یا ترکیب القرآن یا المجید فی اعراب القرآن المجید. وی بسال 742 هَ. ق. درگذشت. ( روضات الجنات ص 48 ) ( ریحانة الادب ج 3 ص 328 ).
قیسی. [ ق َ ] ( اِخ ) مکی بن ابیطالب حموش بن محمدبن مختار نحوی مقری [ معری ]، مکنی به ابومحمد. محدث نحوی در مصر و مکه استماع حدیث نمود و علوم قرآنی فراگرفت و در جامع قرطبه خطبه خواند. او راست. 1 - اعراب القرآن 2 - التبصرة فی القرأات السبعة. 3 - جمع الجوامع در نحو. 4 - شرح الوقف التام. 5 - الموجز فی القرأات. 6 - الوقف فی کلا و بلی. 7 - الهدایة الی بلوغ النهایة فی معانی القرآن. وی بسال 437 هَ. ق. درگذشت. ( روضات الجنات ص 49 ) ( ریحانة الادب ج 3 ص 328 ).