قیاسی. ( ص نسبی ) منسوب به قیاس. || برطبق قاعده. مقابل سماعی. حکم مطرد در همه افراد.و آن در مواردی است که ضابطه و قاعده کلی وجود داشته باشد و در افراد مشابه بحکم آن قاعده قیاس رود. - تصحیح قیاسی ؛ به حدس و قرائن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
آنچه به حسب قیاس باشد، امری یا مطلبی که از روی قیاس استنباط شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به قیاس آنچه از روی قیاس به دست آید مقابل استقرائی سماعی .
فرهنگستان زبان و ادب
{analogical} [باستان شناسی، زبان شناسی] مربوط به قیاس متـ . سامان گرا، سامان گرایانه