لغت نامه دهخدا
فصول. [ ف ُ ] ( ع مص ) برآمدن از شهر. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || دانه بستن و گرفتن انگور. ( منتهی الارب ). بیرون آمدن دانه ریز بر تاک. ( از اقرب الموارد ). || جدا شدن. ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || از جای برفتن. ( تاج المصادر بیهقی ).