سورچی

لغت نامه دهخدا

سورچی. ( ترکی ، ص مرکب ، اِ مرکب ) کسی که گاری و درشکه و دلیجان را میراند. درشکه چی. ( فرهنگ فارسی معین ). راننده ارابه. آنکه ارابه و مانند آن راند. ارابه ران. ظاهراً از سور ترکی و چی است. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ معین

[ تر. ] (ص نسب . ) رانندة درشکه .

فرهنگ عمید

۱. راننده.
۲. رانندۀ درشکه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که گاری و درشکه و دلیجان را میراند درشکه چی .

دانشنامه آزاد فارسی

سورْچی
از مشاغلِ مرسوم در ابتدای قرن۲۰. کسی که روزگار خود را با راندنِ درشکه و کالسکه و انتقال مسافران سپری می کرد، سورچی نامیده می شد. سورچی می بایست با هیئتی آراسته بر درشکه یا کالسکۀ خود می نشست، یعنی با سبیل اصلاح شده و به بالا تاب داده، کلاه پوستی که یک وَر بر سر می گذاشت، کمربندی با گُل میخ های زرد یا نقره و بر روی نیم تنه ای با یقه ای کاملاً بسته، که با سر دگمه های قفقازی، بسته می شد. برخی سورچیان، به ویژه کالسکه رانان، سورچیِ شخصی بودند، بدین معنی که در استخدامِ خانواده ای اشرافی، کالسکه می راندند. نیز ← کالسکه؛ درشکه

ویکی واژه

رانندة درشکه.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم