سرایش. [ س َ ی ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از سراییدن.( حاشیه برهان قاطع چ معین ). زبان قال که سخن گفتن و نغمه پردازی آدمیان و سرود مرغان باشد. ( برهان ). نغمه پردازی و گویندگی. ( رشیدی ) ( آنندراج ) : سراینده مرغی از این بوستان سرایش چنین کرد با دوستان.امیرخسرو ( از جهانگیری ).- ناسرایش ؛ لال. || ( اِ ) نام آهنگی است. رجوع به آهنگ شود.
فرهنگ معین
(سَ یا سُ یِ ) ۱ - (اِمص . ) سرودن . ۲ - (اِ. ) نغمه ، سرود.