لغت نامه دهخدا راحم. [ ح ِ ] ( ع ص ) مهربانی کننده. ( منتهی الارب ). رحم کننده. ( آنندراج ). رحم کننده وبخشایشگر. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || شاة راحم ؛ گوسپند آماسیده زهدان. ( منتهی الارب ).
فرهنگ اسم ها اسم: راحم (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: rāhem) (فارسی: راحم) (انگلیسی: rahem) معنی: کسی که رحمت می آورد، رحم کننده، بخشاینده، آمرزنده، مهربان، ( در قدیم ) رحمت آورنده، دل سوزاننده