لغت نامه دهخدا
ساخت آنگه یکی بیوکانی
هم بر آیین و رسم یونانی.عنصری. || اهالی یونان.مردم یونان. که از مردم یونان باشد. اهل یونان. از یونان. گِرِک. گرس. هلن. آغریقی. آغریقیه. ( یادداشت مؤلف ). || زبانی که در یونان بدان تکلم کنند. زبان مردم یونان. زبان یونان. زبان یونانی. ( یادداشت مؤلف ) :
تازی و پارسی و یونانی
یاد دادش مغ دبستانی.نظامی.