لغت نامه دهخدا
حجله و بزمه ای بزرکاری
حجله عودی و بزمه گلناری.نظامی.مرا ز نان جو خویش چهره کاهی به
که از شراب حریفان سفله گلناری.امیدی رازی.
گلناری. [ گ ُ ]( ص نسبی ) جلناری. قسمی از یاقوت ، دون ارجوانی و فوق لحمی. رجوع به کتاب الجماهر بیرونی ص 33 و 50 شود.