لغت نامه دهخدا
به کلبتینم اگر سر جدا کنی چون شمع
نکوبد آهن سرد طمع گزینه من.خاقانی.|| گنجینه و مخزن. ( برهان ) ( آنندراج ). گزنه. غزنه. غزنی. غزنین. جزنق ( معرب ) = گنجه. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). || کرباس گنده را نیز گویند که از آن خیمه و سایبان سازند و فقیران و مسکینان جامه کنند. ( برهان ). کرباس سطبر که از آن خیمه و چادر سفری سازند.
گزینه. [ گ ُ ن َ / ن ِ ] ( ن مف ) گزیده و برچیده و انتخاب کرده شده باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) :
در دست برد نظم ز دوران گزینه ام
گردون به صد قران ننماید قرینه ام.مجیرالدین بیلقانی.|| ( اِ ) ترجمه خاصیت هم هست. ( برهان ) . و رجوع به گزینش و گزینی شود.