لغت نامه دهخدا
کارة. [ رَ ] ( ع اِ ) پشتواره جامه. کارة القصار؛ ما جمعمن الثیاب فی ثوب واحد. || طعام. ( منتهی الارب ). مقدار زیادی از غله. ( ناظم الاطباء ). ج ، کارات. || واحد کار، یعنی یک کشتی که در آن گندم باشد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به کار ( ع اِ ) شود.
کارة. [ رَ ] ( اِخ ) دهی است به بغداد. ( معجم البلدان ) ( منتهی الارب ).