پارتی

لغت نامه دهخدا

پارتی. ( فرانسوی ، اِ ) حزب. فرقه. جمعیت. دسته. گروه.

فرهنگ معین

(ص نسب . ) منسوب به قوم پارت ، از اقوام ایرانی ساکن شمال و شمال شرقی . این قوم به دلیری و جنگاوری مشهور بودند چنان که برخی زبان شناسان واژة «پارتیزان » را برگرفته از نام این قوم می دانند.
[ فر. ] ( اِ. ) ۱ - دسته ، گروه . ۲ - قسمت ، بخش . ۳ - حامی ، طرفدار. ۴ - جشن ، مهمانی . ۵ - محموله ، بار.

فرهنگ عمید

۱. مربوط به پارت: هنر پارتی.
۲. از قوم پارت، از مردم پارت: سرباز پارتی.
۳. (اسم ) زبان پهلوی اشکانی.
۱. محموله.
۲. (صفت ) شخص صاحب نفوذی که در جایی به نفع کسی کاری می کند و یا از نفوذ او استفاده می شود.
نوعی مهمانی به سبک غربی همراه با رقص و موسیقی که معمولاً با حضور جوانان برگزار می شود.

فرهنگ فارسی

قطعه، تکه، جزئ، حصه، بخش، دسته، گروه، فرقه، حزب
( اسم ) ۱ - دسته گروه فرقه جمعیت . ۲ - قسمت بخش : یک پارتی جنس از اروپا وارد شد . ۳ - حامی طرفدار پشتیبان طرفدار ذی نفوذ .
حزب فرقه

دانشنامه عمومی

پارتی (فیلم ۱۹۶۸). مهمانی یا پارتی ( به انگلیسی: The Party ) فیلمی فیلمی کمدی ساختهٔ بلیک ادواردز محصول سال ۱۹۶۸ ایالات متحدهٔ آمریکا است.
این فیلم امروزه یک کمدی کلاسیک کالت محسوب می شود.
داستان دربارهٔ یک بازیگر هندی الاصل دست وپاچلفتی است که به اشتباه به یک میهمانی مجلل در هالیوود دعوت می شود و با ورود خود به آنجا و کارهایش، که ناشی از سادگی اوست، میزبان و همچنین یک گروه فیلم سازی را دچار مشکل می کند و حوادث مضحکِ بسیاری به وجود می آورَد.

ویکی واژه

منسوب به قوم پارت، از قوم ایرانی ساکن شمال و شمال‌شرقی ایران. این قوم به دلیری و جنگاوری مشهور بودند چنانکه برخی زبان‌شناسان واژه پارتیزان برگرفته از نام این قوم می‌دانند‌.
دسته، گروه.
قسمت، بخش.
حامی، طرفدار.
جشن، مهمانی.
محموله، بار.
پارتی در فرانسوی و انگلیسی به معنای گروه است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم