ویار. ( اِ ) میل و هوس زنان آبستن. ( از ابن البیطار ) ویار گاهی به صورت تهوع و استفراغ و گاه به شکل بد آمدن از بعض چیزها و زمانی به صورت اشتها داشتن و هوس چیزی را کردن و آن را بسیار دوست داشتن ظاهر می شود.( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). آرزوانه را گویند،و این زنان آبستن را افتد که چیزهای بد آرزو کنند چون گِل و نمک و انگِشت و برنج خام و جز آن. هوسی که در نخستین ماه های آبستنی و زمان بارداری پدید آید. - ویار شدن ؛ در تداول ، دچار ویار گردیدن.
فرهنگ معین
(وِ ) (اِ. ) (عا. ) میل شدید زنان حامله به بعضی از خوردنی ها.
فرهنگ عمید
حالت زن آبستن در اوایل آبستنی که به برخی از خوراکی ها رغبت شدید پیدا می کند.
فرهنگ فارسی
حالت زن آبستن به بر ی ازخوراکیهارغبت شدیددارد (اسم ) هوسی که در نخستین ماههای آبستنی در زمان بار داری پدید آید . و یار گاهی بصورت تهوع و استفراغ و گاه بشکل بد آمدن از بعض چیزها و زمانی بصورت اشتها داشتن و هوس چیزی را کردن و آنرا بسیار دوست داشتن ظاهر میشود : زن آبستن که زیاد سیب بخورد بچه اش پسر میشود و اگر ویار اگر ویاراو ترشی باشد بچه دختر است . ) )
فرهنگستان زبان و ادب
{craving} [تغذیه] میل شدید به خوردن یک مادۀ غذایی عموماً در زنان باردار
دانشنامه عمومی
ویار (قزوین). ویار یک روستا در ایران است که در دهستان رودبار شهرستان واقع شده است. ویار ۱۸۴ نفر جمعیت دارد.
ویکی واژه
(عا.) میل شدید زنان حامله به بعضی از خوردنیها. crave