لغت نامه دهخدا
وعده گاه گرم خوبان گوشه میخانه است
سرزمینی نیست غیر پای خُم دلکش مرا.رضی دانش ( از آنندراج ).مباد روز قیامت به وعده گاه آیی
که دل نشسته در آنجا به انتظار هنوز.عرفی ( از آنندراج ). || هنگام و زمان قرارداد. ( ناظم الاطباء ) :
چون رسید آن وعده گاه وروز شد
آفتاب از شرق اخترسوز شد.مولوی.|| محل ملاقات. میعاد. میعادجای.