ورزن

لغت نامه دهخدا

ورزن. [ ] ( اِخ ) دهی جز دهستان ارانگه بخش کرج شهرستان تهران. کوهستانی و سردسیری است. سکنه آن 130 تن است. آب آن از چشمه سار تأمین می شود. و محصول آنجا غلات ، لبنیات ، عسل و شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس و جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

ده دهستان رودبار بخش حومه شهرستان دامغان . در ۴۸ کیلومتری شمال باختری دامغان کوهستانی سردسیر خوش آب و هوا و ۱٠٠٠ تن سکنه دارد . محصولش غلات میوه سیب زمینی چغندر و لبنیات است .

دانشنامه عمومی

روستایی است از توابع بخش آسارا شهرستان کرج در استان البرز ایران و از روستاهای جاده چالوس است.
احتمالاً به معنی در کنار زر می باشد.
رودخانه این روستا از کوه کاهار سرچشمه می گیرد.
روستایی است از توابع بخش آسارا شهرستان کرج در استان البرز ایران و از روستاهای جاده چالوس است. کیلومتر ۳۵ مسیر کرج به سمت چالوس در البرز مرکزی.
این روستا بعد از روستای نشترود قرار دارد.
این روستا هم جوار با روستاهای نشترود، کلوان، لیلستان، آیگان، کلها، اویزر و سیرا است.
این روستا در دهستان آدران قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۲۸۷نفر ( ۸۳خانوار ) بوده است.
تاتی زبان اهالی روستای ورزن است.

ویکی واژه

وَرْزِنْ :(earzen) در گویش گنابادی یعنی بتکان ، تکان بده ، درو کن ، زیرش بزن
ورزن احتمالا بخش و بلوک در جماعت روستایی قسمت کهن اوستا در گاثه‌ها بوده. ورزنه، ورزانه نوع دیگر تلفظ ورزن هست.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم