هیأت

لغت نامه دهخدا

( هیآت ) هیآت. [ هََ ی ْ ] ( ع اِ ) ج ِ هیأت. ( غیاث اللغات ) ( مفاتیح العلوم خوارزمی ). رجوع به هیأت شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- شکل. ۲- پیکر . ۳- وضع طرز صورت ظاهر : باید که داعی برهیت جمیله باشد۴- مراد از هیات در کلمات شیخ اشراق همان عرض است در کلمات فلاسف. مشائ . ناصرخسرو گوید : اماهیات آن است که اشخاص بدان ازیکدیگر جداشوند خاصه اندر مردم با آنکه بصورت همه یکی اند. یا هیات ظلمانیه . مراد اعراض جسمانی است که مقولات نه گان. عرض باشد. یا هیات ظلمانی. جسمانیه.مراداعراض جسمانیه اند. یا هیات نوریه . مراد انوار عرضیه است. ۴ - علمی است که بحث از احوال ستارگان یعنی بحث از وضع آنها نسبت بیکدیگر و شکل آنها و قوانین ثابت حرکت آنها می نماید.
سان صورت

فرهنگستان زبان و ادب

هیأت
{field} [ریاضی] دستگاهی جبری، دارای دو عمل که تمام خصوصیات جمع و ضرب اعداد حقیقی را دارند متـ . میدان 2

ویکی واژه

دستگاهی جبری، دارای دو عمل که تمام خصوصیات جمع و ضرب اعداد حقیقی را دارند
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم