نصاری

لغت نامه دهخدا

نصاری. [ ن َ را ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ نصرانی. ( ترجمان علامه جرجانی ) ( السامی ) ( دهار ) ( از متن اللغة ) ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ). || ج ِ نصران و نصرانة. || ترسایان. ( ناظم الاطباء ). پیروان دین حضرت عیسی مسیح. ( از المنجد ). ج ِ نصرانی. رجوع به نصرانی شود.

فرهنگ معین

(نَ را ) [ ع . ] (اِ. ) جِ نصران و نصرانة ، ترسایان .

فرهنگ فارسی

کسانی که پیرودین مسیح میباشند، جمع نصرانی
(اسم ) جمع نصرانی عیسویان مسیحیان . توضیح در فارسی گاه مفرد استعمال شود : خواند باری باو عید سیم و زر آن نصاری را بنزد خود مبر . کای نصاری چون تو عیسی ملتی نیست با اسلام هیچت نسبتی . ( صفی علی شاه . زبده الاسرار . از انتشارات بنگاه صفیعلی شاه ۱۳۴۱ ص ۳۶۳ )

دانشنامه آزاد فارسی

نَصاری
(تلفظ: نصارا؛ جمعِ کلمۀ نَصْرانی) این کلمه در قرآن به معنای مسیحیان یا عیسویان ۱۴بار به کار رفته است. به عقیدۀ بیشتر فرهنگ نویسان عرب، نصاری جمع نصرانی است؛ ولی نصاری و نصرانی چه بسا منسوب به شهر ناصره زادگاه عیسی (ع) است. این لفظ در عربی مأخوذ از لفظ سریانی «نصرا» است.

ویکی واژه

جِ نصران و نصرانة ؛ ترسایان.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم